خرید بک لینک
چند روزی میشه که حسابی از دست خودم خستم و حسابی به فکر راه چاره برای دور کردن افکار منفی از خودم هستم ولی به هر طریقی که تمرکز می کنم بازم افکارم پریشون میشه و نمی تونم خوب فکر کنم تا راه حل پیدا کنم برای این افکار پریشون اما سوالم از خودم اینِ که چرا باید کارو به مرحله ای برسونم که تو این افکار قرار بگیرم؟ دلایل متفاوت می تونه دخیل باشه، به طور مثال: عدم کنترل کافی روی بعضی از بخشای زندگیم احترام بیش از اندازه به افرادی که شایستگی ندارن و درک مناسبی از احترام ندارن و شاید اجرا نکردن قوانینی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین نوری تاريخ: دوشنبه 19 مرداد 1405 ساعت: 3:15

طبق تحقیقات من افرادی که یکم پرخاشگر هستند بسیار قلب مهربونی دارند، ولی تعیین کننده بودن این تئوری من نیستم من طبق برداشت هایی که از چندین آدم بد اخلاق داشتم این مطلب رو گفتم! حالا درست بودن یا نبودنش مهم نیست طبق تحقیقات من جمله ی جالبیه برای نشون دادن برداشتت از اطرافت هست ولی به صورت مفصلن محتاطانه ولی باز هم قابل تقدیر هست که ابزار فشاری برای شنونده در کار نیست طبق تحقیقات من افرادی که نظراتشون رو تحمیل نمی کنند و ظرفیت شنیدن نظرات و ایده های دیگران رو دارند بدون پرخاشگری انسان های قابل اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین نوری تاريخ: دوشنبه 19 مرداد 1405 ساعت: 3:15

‌‌ اصلن تو مود تغییر رفتار نبودم و نیستم ولی وقتی یکیو می‌بینم که باعث رنجش خاطر می‌شه ترجیح میدم با یه لبخند و گذر از اون بحث، موقعیت و ... تمومش کنم مگه مغز خر خوردم با کسی که منطق نداره بخوام بحث کنم می‌گذرم و تو دلم همون فحش مورد نظرمو به نشونه‌ی تایید می‌گم حالا اصلن اینا به کنار! چرا بعضیا متوجه نمی‌شن عن اخلاقن! اصلاح که نمی‌شی حداقل نپلک دورو برم، انتظار زیادی نی بخدا ذات قابل تغییر نی، نمی‌تونم باهاتم دعوا کنم چون آرامشم مهمتره ولی گاو نباش وقتی واقفی به اخلاق سوپر عنت، سعی کن نیای دوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین نوری تاريخ: دوشنبه 19 مرداد 1405 ساعت: 3:15

امرور هوا به طرز عجیبی مرموز بود، صبح به شدت یخ، ظهر گرمقراره عصر بین دوتاش باشه مثل دیروز و شب دقیقن عشقی یه بار گرم یه بار سرد، نمی دونم! 2 مهر 1404 ! چقدر زود زمان می گذرهرسمن دارم پیر می شم، گاهی چند تار موی سپید روی سرم می بینمولی ناراحت نیستم از گذر زمان،به نظرم نه تنها تجارت مورد نیاز رو کسب کردم بلکه می تونم اونارو به اشتراک بذارمتو هر زمینه ای!از اون جوان خام که وقتی وبلاگ نویسی رو شروع کار کرد 19 تیر 1391 تا به در روز جاری یه دنیا فاصله ستبا کلی دیدگاه متفاوتتنها دلتنگی من دوستای قدیمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین نوری تاريخ: دوشنبه 19 مرداد 1405 ساعت: 3:15

دیروز با خاطری نیمه آشفته و افکاری که همیشه باهام هست از محل کارم زدم بیرونو به این فکر می کردم که روز آینده چی می شه! زمان آینده باید چیکار کنم؟از چی باید بگذرم! به چه چیزی باید برخورد بکنم!شاید باید فلان خرج رو نکنم و شاید باید فلان خریداری رو بکنم!نمی دونم ...فقط می دونم اکنون چه انیشتین بودم و چه برعکس هیچ ایده ای درباره ی زمان آینده ندارم وفقط برای چای نیم ساعت بعدمیا انجام روزمرگی های ده دیقه بعد می تونم برنامه ریزی کنم، اعصاب خورد کن که هست ولی چاره چیه؟هیچی!فقط می خوام مطمئن باشم آیا برادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین نوری تاريخ: دوشنبه 19 مرداد 1405 ساعت: 3:15

درود، به هر حال بعد از نزدیک به سه ماه اینترنت وصل شد،وسط آپدیت کردن برنامه هام به این فکر می کردم آیا تا به حال به این برآیند رسیدیم برای اطرافیان (خانواده، فامیل، دوست و ...) چقدر و تا کجا اهمیت داریم؟آیا منِ نویسنده و توی خواننده تا به حال به این فکر کردی کهشاید پسرعموم (به فرض مثال) اصلن براش مهم هست که من بمیرم یا ناقص بشمچی ارزش آدم رو تعیین می کنه؟طبق تحقیقاتی که طی سالها انجام دادم : اکثر آدما به دو دسته افراد به شدت احترام می ذارنیک : بد اخلاقدو : مایه دارشما این دو دسته نباشید با نهایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین نوری تاريخ: دوشنبه 19 مرداد 1405 ساعت: 3:15

چند روزی میشه به بهونه ی هوای سرد و اینکه چند قدمی بزنم با استفاده از وسایل نقلیه ی عمومیسرکار می رم، یه نکته ی جالبی که هنوز می تونم بعد از این همه سال بهش بخندم این که من بخاطرکارم مجبورم از کوله پشتی استفاده کنم و وسایلمو توش بریزم وقتی بیرون می رم معمولنبا این سوال ها مواجه می شم، سال آخری؟ کجا درس می خونی؟یا ترم چندمی؟ کی تموم می کنی درستو؟هم حس خوبیه هم حس عجیبیه! خوب از این بابت که چقدر چهرت پسرونس (بیبی فیسی)عجیب از این بابت که اصلن اون شرایط دوران دبیرستان و دانشگاه رو نمی تونم درک کنمدیگه انگار تو یه دنیای دیگه هستم انگار دنیای زمان ما با دنیای حالا فرق داره.قطعن همینطوره ولی خوب با نکات مثبت خوب!این نسل زیر بار حرف زور نمی ره بر خلاف ما دهه هفتادیا و شصتیا پس امیدوارم به این نسل#پسری_پر_از_آرزو نوشته شده توسط آرمان در جمعه ۱۴۰۲/۱۱/۰۶ | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین نوری تاريخ: چهارشنبه 2 اسفند 1402 ساعت: 1:09

سلام سال جدید خورشیدی بر همه ی ایرانیان شادباش، با آرزوی سالی پر از عشق و آزادی :)یه روز تو مترو بودم یه پیرمرد بغل دستم نشسته بود بهم گفت پسرم ما اشتباه کردیم انقلاب کردیم،جوانی و آینده شما رو تباه کردیم با این تصمیم اشتباهمون، من تو ذهنم همینطور که به حرفاش گوش می دادم مدام مثال یه لیوانو بگیر بشکون حالا چسبش بزن اگه درست شد میومد، ولی با دقتبه حرفاش گوش دادم این قضیه برای سال 96 بود ینی 6 سال پیش.بهش گفتم آقا اشکالی نداره خودتونو سرزنش نکنید اتفاقی بود که باید میفتاد،ما چه می خواستیم چه نمی خواستیم همه چیز برای این اتفاق مهیا شده بود شما همبه اون صورت نقشی نداشتید توی این اتفاق پس خودتونو سرزنش نکنید،گفت: چجوری سرزنش نکنیم؟روزی دو شیقت دارم کار می کنم حقوق بازنشستگیم کفاف زندگیمو نمیده و ...خلاصه رسید به ایستگاهشو پیاده شد.منو حسابی برد توی فکر!فکر به چی؟ واضحه، چه اتفاقی قراره برای ما بیفته با این اقتصاد فلج!حالا چرا به گذشته رجوع کردم، اون موقع برام خیلی عجیب بود وقتی یکی به اشتباهش اقرار می کردولی الان با صلابت عموم اشتباهی که کردنو فهمیدن و از بیانش در عین شرمساری ای که دارنولی شجاعت به خرج میدن، همه می دونن که دیگه داستان از چه قراره، چی درسته؟ چی غلطه؟این حس رضایتو به من میده. دوست و دشمناز هم مشخص شده اند و این نکته خیلی جای بحث داره حالا با رضایت خاطر می تونم بگم:من می دانم آخر این قصه خوش است#پسری_پر_از_آرزو #فروردین_1402 #ایران #آرمان نوشته شده توسط آرمان در چهارشنبه ۱۴۰۲/۰۱/۰۲ | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین نوری تاريخ: يکشنبه 6 فروردين 1402 ساعت: 21:10

سلام 10 سال گذشت از وبلاگنویسی اینجانب! توی این ده سال خیلی چیزا یاد گرفتم اولین شبکهی اجتماعیای که تونستم باهاش با افرادی که از قبل شناختی ازشون نداشتم و ندیده بودمشون ارتباط بگیرم! خیلی تجارت زیادی طی این سالها کسب کردم.وبلاگنویسی برای منی که از تیر 1391 پسری پر از آرزو بودم، تا تیر 1401 که پسری پر از آرزو هستم. همیشه اولین و شیرینترین دنیاییست که درونش با افراد جدید آشنا شدم (ارزش معنوی) ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین نوری تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 18:50

امروز یکشنبه 31 فروردین ماه 1399 خورشیدی هست، اگه به طور دقیق بخوام حساب کنم 57 امین روز قرنظینه حساب میشه، دلیل قرنظینه بیماری واگیردار کروناست که از دی ماه سال قبل وارد ایران شد اما مسئولین این مملکت تا اسفندماه اعلام قرنطینگی نکردند؛ دستشون درد نکنه خودمون خواستیم اینجوری زندگی کنیم به هر حال کاریش نمیشه کرد. منم از ششم اسفند نرفتم سرکار از شدت این حجم از بی برنامگی واقعن کلافه شدم البته خودمو مشغول کرذم به یه سری امور ولی خب وقتی سرکار نمیری دلت انگار میگیره از بی فعالیتی ... بگذریمچقدر دلم پر میکشه واسه این صفحه و دوستان قدیمیم که فک کنم جز خودم کسی نمونده از سال 91 مشغولم و الان سال 99 هستیم ... حیف چه زود پیر شدم، دلم پر میکشه یبار دیگه حتی بیان تو صفحم کامنت بذارن آپم بدو بیا خخخ ولی اثری از هیچکس جز خودم نیست که نیست :)نمیدونم تا کی قراره این قرنطینگی ادامه داشته باشه ولی امیدوارم هرچه زودتر تموم شه چون واقعن مغزم دیگه نمیکشه تحمل کنم این وضع بی برنامه رو ... امسال بخاطر قرنطینه بودن نتونستم واسه بانو حمیرا تولد بگیرم خیلی حالم گرفته بود اصلن نمیدونم چجوری احساسمو بگم انگار وارد یه جایی شدم و یه چیزیو میدونم ولی زبونم بند اومده و نمیتونم حرفی بزنم در این حد ... حالا بگذریم بازمهوای این روزام به شدت عالیه بارون پشت بارون حالا اگه قرنطینه نبود قطعن این موقع از سال از شدت گرما آب پز میشدیم :)به هر حال امیدوارم زودتر تموم شه این داستان که اگه تموم نشه قطعن من تموم میشم #عشق #حمیرا #پسری_پر_از_آرزو #آرمان ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین نوری تاريخ: دوشنبه 6 تير 1401 ساعت: 9:58

سلام سال نو مبارک

برچسب: نویسنده: یاسین نوری تاريخ: دوشنبه 6 تير 1401 ساعت: 9:58

خدا میدونه که چقدر امشب شب سخت و حال بهم زنی بود؛ من همیشه ترجیح میدم سکوت کنم و آروم بمونم، مگه اینکه دیگه واقعن کار بیخ پیدا کنه، تا حالا شده از خودت بپرسی هدف تو زندگی چیه؟ تو مواقع بحراادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین نوری تاريخ: پنجشنبه 28 مرداد 1400 ساعت: 0:32

سلام بهترین فرصت برای من که بتونم یکم بنویسم برای ثبت! روز دوم فروردین اول ظهر چقد منتظر این روزای عید بودم تا اول که یکم استراحت کنم و دوم به یه سری کارام که صدساله میخوام انجامشون بدم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین نوری تاريخ: دوشنبه 23 ارديبهشت 1398 ساعت: 13:53

شاید ما آدما فقط زمانی متوجه میشیم مهربانی بی انتهاست که دیگه مثه قبل اون حسو تجربه نکنیم، از آخرین رخداد های زندگی من 11 ماه میگذره ... یعنی زمانی که امورات زندگیم در دستان خودم بود. از آخرین تجربه چادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین نوری تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 6:46

صدای اعتراض مردم سرکوب نیست مسئول به ظاهر محترم!

ایران در موقعیت حساسیه امیدوارم همه چی به نفع مردم پیش بره، ولی واقعن

از هیچ چیز خبری نداریم از آینده مبهم فقط میتونیم بگیم!

به قول بانو : نمیدونم واسمون چه خوابی دیده روزگار ..

#دی_ماه #ایران #حمیرا #خدا

برچسب: نویسنده: یاسین نوری تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 6:46

صفحه بندی